بی فاصله .... از حسینیه تا عرش

 

صلی الله علیک یا سیدنا المظلوم یا حسین

 

 

**********

غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان

آمده سینه به سینه شده بال و پرمان

 

بهترین حال عبادات بهشتی شده ها !

کشته اشک فدایت پدر و مادرمان

 

زیر این سقف حسینیه نشستیم و شدیم

همنفس با نفس قدسی پیغمبرمان

 

شب اول وسط  روضه به معراج رسید

صد مسیح از بغل آتش خاکسترمان

 

لحظات شب قدر است که از پیش خدا

تا زمین پهن شده سفره پهناورمان

 

ای همه حیثیت عالم و آدم ، آقا !

سایه پرچم تو کم نشود از سرمان

 

***

تا به امروز نشد ، فاطمه اما حتما

سحر یک شب جمعه به حرم می برمان

 

 

 

تو دوازدهمین خورشید ما باشی و ما دوازده ماه سرما بکشیم ..!؟


کُرسی زمستانی

بازهم - صحبت فرداست قرارِ ما ها
بازهم - خیر ندیدیم از این فردا ها

چقدر پای همین وعده ی تو پیرشدند
جگر "مادر ها " موی سر "بابا ها "

سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود
پس چه شد آمدنِ آن نفر ِ فردا ها

سیزده قرن، نفسهایِ زمین پرشده از ...
"پسر فاطمه"ها  ای "پسر زهرا "ها

سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجائیم
چه کنم راه به آنجا ببرند اینجاها

خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست
دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها

باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد
بازهم سرد گذشتند ، شب یلداها


____________________علی اکبر لطیفیان